عشق ویرانگر(2): محبوب خود شیفته من
شاید شما هم آن افسانۀ معروف یونانی دربارۀ آن جوان خودشیفته را که عاشق عکس خودش در آب شد شنیده باشید….
قبل از هر چیز پیشنهاد می کنم برای درک شخصیت خود شیفته زمانی که شکل بسیار افراطی می گیرد فیلم سقوط هیتلر را تماشا کنید.
غالباً داستان اینگونه آغاز می شود : شما با فردی جذاب ، فریبنده ودوست داشتنی ملاقات می کنید و در همان برخورد نخست سخت شیفته و عاشق او می شوید!!
آیا محبوب شما:
خود را فرد بسیار مهمی می داند و غالباً در مورد توانایی های خود غلو می کند؟
خود را فرد خاصی می داند که تنها توسط افراد خاص، با هوش و مشهور درک می شود؟
نیاز به تحسین شدید و مداوم دارد؟
فاقد حس همدلی است، به همین جهت قادر به درک و پاسخگویی به احساسات و نیازهای دیگران نیست؟
غالباً در افکار و رفتارش می توان فخرفروشی را مشاهده کرد؟
اگرشما متوجه شدید که نیازها، آرزوها و علایق خود را نادیده گرفته اید و تمام توجه خود را به سمت برآورده کردن نیاز محبوب خود به دریافت تحسین و تمجیدی که سزاوار آن نیست ، معطوف ساخته اید، باید بدانید از آن دسته افرادی هستید که به طور ناخودآگاه جذب افراد خودشیفته می شوید….
فرد خود شیفته چون خود را فرد خاصی می داند غالباً مایل است با افراد و گروههایی که گمان می کند آنها نیز خاص هستند به طریقی ارتباط برقرار کند. بنابراین هیچ بعید نیست که فرد خودشیفته به خاطر اینکه شما را فردی بسیار زیبا ، ثروتمند و یا موفق می داند ، مایل به برقراری رابطه با شما شده باشد. فرد خودشیفته در یک رابطۀ عاطفی به دلیل درخواست مدام توجه، تحسین و تمجید ، در نهایت فرد مقابل خود را خسته و مستاصل می سازد. ممکن است محبوب خودشیفتۀ شما آنقدر خودش را مهم بداند که صحبت شما را قطع کند (چون گمان می کند صحبت خودش مهمتر است). در نهایت فرد خودشیفته ، فردی است که به آسانی آزرده خاطر می شود. این احساس زمانی شکل می گیرد که احساس عزت نفس کاذب فرد خودشیفته مورد تهدید قرار می گیرد و پرده از روی آن برداشته می شود.
شخصیت خودشیفته چگونه شکل میگیرد؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت که یک کودک به دو طریق در بزرگسالی به یک فرد خودشیفته تبدیل می شود:
1. زمانی که والدین به ستایش افراطی کودک می پردازند.
2. خودشیفتگی جبرانی: در این نوع فرد به منظور جبران آزارها بی اعتنایی های شدید تجربه شده در دوران کودکی به خیال پردازی های خود بزرگ بینانۀ خود پناه می برد.
یک فرد خودشیفتۀ با هوش و آشنا با مهارتهای اجتماعی ، در ابتدا تا حدی که شما گمان کنید با فردی همدل آشنا شده اید، به شما توجه نشان خواهد داد، اما آنگاه که شما را مجذوب خود کرد توجه او دوباره به سمت نیازهای خودش معطوف می شود. اگر شما از آن دسته افرادی هستید که ترجیح می دهید در یک رابطۀ عاطفی گمنام و ناشناخته بمانید، رابطه با فرد خودشیفته برای شما گزینۀ بسیار مناسبی خواهد بود، زیرا اگر شما به ابراز نیازها و تمایلات خود دربارۀ وقایع مختلف بپردازید، محبوب خودشیفتۀ شما، آنها را نادیده گرفته و به سرعت به موضوع مورد علاقۀ خود خواهد پرداخت. در واقع او قادر به درک تاثیر صحبت ها و گفتارش روی شما نیست. توجه داشته باشید که هرگونه تلاش شما به منظور اصلاح رفتار وی با تعجب، خشم و احتملاً پرخاشگری او روبرو خواهد شد. همچنین اگر در مواردی موفق تر از او عمل کنید، بایستی انتظار ناراحتی از سوی او را داشته باشید.
زندگی با فرد خودشیفتههمسر خودشیفتۀ شما در حالت مرضی احتمالاً فردی متکبر است و واقعاً بر این باور است که از بسیاری جنبه ها از جمله هوش، زیبایی و دوست داشتنی بودن، بر دیگران پیشی دارد. تحمل شما و نقایص شما، چیز دردناکی است که گویا او باید تحمل کند و احتمالاً بارها و بارها آن را به شما گوشزد خواهد کرد. در اینجا من به ارائۀ برخی توصیه های سودمند می پردازم که می تواند زندگی با فردی خودشیفته را قابل تحمل و یا بهتر از قبل سازد، اما به یاد داشته باشید زندگی با فردی که از اختلال شخصیت خودشیفتگی شدید رنج می برد، بسیار سخت و به احتمال قوی فراتر از صبرو تحمل است.
در درجۀ نخست از خودتان مراقبت کنید
این اختلال شخصیت از شدت و پایایی بسیار زیادی برخوردار است. یک فرد خودشیفته همواره عزت نفس شریک زندگی خویش را ویران می سازد مگر اینکه او از استحکام شخصیتی بالایی برخوردار باشد. بنابراین به منظور حفظ سلامت روانی خود زمانی را به برآورده کردن نیازهای خود بپردازید و در زمانی که احساس می کنید عزت نفس شما کاهش یافته با یک مشاور صحبت کنید.
رفتارهای مثبت او را انعکاس دهید
همواره به یاد داشته باشید که فرد خودشیفته در سطح هیجانی همچون یک کودک عمل می کند. به همین جهت یکی از بهترین کارهایی که می توانید انجام دهید این است که به او توجه مثبت غیر مشروط داشته باشید.
از دریچۀ حسادت او به جهان نگاه کنیدیک ویژگی مختص فرد خودشیفته این است که به هرگونه انتقاد به رفتارش برچسب حسادت می زند. او بر این باور است که هر فردی به محض برخورد با وی پی میبرد که به با چه فرد کامل و بدون نقصی روبرو شده است. بنابراین هر گونه انتقادی را به حسادت نسبت می دهد.
حد و مرزهایی برای رفتارهای پرخاشگرانه و تحقیر کننده اش تعیین کنید
یک فرد خودشیفته هنگامی که احساس می کند هویت شکننده اش مورد تهدید واقع شده، اقدام به رفتارهای پرخاشگرانه می کند. قاطعانه و به طور مشخص به او بگویید که در حین ارتباط با شما از اقدام به رفتارهای تحقیر کننده کلامی و غیر کلامی اجتناب کند. در صورت تخطی از حد و مرزهای تعیین شده ، تا مدتی او را تنها بگذارید.
از ویژگی های محبوب خودشیفۀ خود استفاده کنید
توصیه می کنم طوری با او صحبت کنید که به جای تعارض منافعی نیز داشته باشد. به طور مثال به او بگویید :” عزیزم چقدر خوب است که من باتو زندگی می کنم، زیرا هیچکس مانند تو قادر نیست مرا درک کند.” به طور حتم در این زمان او تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا درستی حرف شما را به اثبات برساند.
زمان ترک رابطه!!!
علی رغم راهبردهای توصیه شده اگر اختلال شخصیت خودشیفتگی هسرتان آنقدر حاد است که عزت نفس شما را به شدت کاهش داده و دیگر توان زندگی با او را ندارید، هنگامی که قصد ترک او را دارید در برابر پرخاشگری احتمالی او جوانب احتیاط را رعایت کنید. اگر او در گذشته اقدام به پرخاشگری فیزیکی کرده باشد ، بهتر است قبل از اینکه او را در جریان رفتن تان قرار دهید افراد خانواده و دوستان خود را مطلع کنید و در زیر چتر حمایتی آنها منزل را ترک کنید تا از خشم و پرخاشگری احتمالی او در امان باشید. او خیلی زود نتیجه گیری خواهد کرد که شما هرگز به ارزش واقعی او پی نبرده اید ، بنابراین خیلی زود این بحران را طی می کند. و اصلاً تعجب نکنید که او به دیگران می گوید که اوست که شما را ترک کرده.
با تشکر از سرکار خانم الهام واعظ